امن ترین پناه ...

ببیـــــن قــــرآن چــــقــــدر قــــشنگ بــــه آدم خــــط مــــيده:
"أَن لاَّ مَــــلْجَــــأَ مِــــنَ الــــلّــــهِ إِلــــاَّ إِلَــــيْــــهِ "
مــــگر غــــير از خــــدا پــــناهگاهــــي هســــت ؟؟؟!! کــــجا مــــيري؟؟؟!!!!!!
بچه که بودم مامانم کتکم که میزد دور اتاق با گریه می دویدم و باز می پریدم توی دامن مامانم و گریه می کردم
انگار نه انگار همین مادر منو کتک زده و باید ازش فرار کنم
تازه می فهمم چرا اینکار رو میکردم
چون می دیدم پناهگاهی امن تر از آغوش مادر نیست
حکایت ما و خدا هم همینه
هر جا بریم باز برا رسیدن به آرامش مجبوریم برگردیم توی آغوش خودش
چون هیچ جا امن تر از آغوش خدا نیست
خودش فرموده نسبت به بنده هاش از مادر مهربونتره
به حضرت موسی این رو فرمود
یه روز موسی علیه السلام دید جوونی داره مادرش رو کتک میزنه
اونقدر این جوون مادرش رو کتک زد که مادر بی حال شد و به زمین افتاد
جوون راه افتاد و رفت
در حال رفتن پاهاش به سنگی گیر کرد و خورد زمین
مادر تا زمین خوردن بچه اش رو دید ، به سمتش دوید و فریاد زد آخ پای بچه ام ...
موسی علیه السلام با تعجب فرمود: خدایا! این دیگه کیه؟
این همه از پسرش کتک خورده باز نگران فرزندشه
از طرف خدا خطاب رسید: موسی! مهربونی این مادر رو نسبت به فرزندش دیدی؟
موسی: بله معبودم
خدا: من خداوند نسبت به بندگانم هزاران بار از این مادر مهربانترم...
فقط میگم قربون خدای مهربونم بشم
خدایی که به حضرت داوود علیه السلام فرمود:
داوود! اگه دشمنای دین من و کسانی که بر علیه دین من کار می کنند می دونستند من چقدر مشتاقم که اونا توبه کنند و به سمتم باز گردند ، از شدت این اشتیاق جان می دادند...
بچه ها ! خدایی که نسبت به دشمناش این همه مهربونه ، نسبت به ما چه جوریه؟
حیف نیست با گناه از این معبود دوست داشتنی و پرستیدنی دور بشیم؟!!!




سلام