ماجرای من و راننده تاکسی
سوار تاکسی که میشی ، راننده شروع میکنه بدو بیراه گفتن از مسافر قبلی
- آقا برا دویست تومن خودشو کشته
- با دویست تومن چی میشه خرید آخه؟
- برا دویست تومن .... لا اله الا الله ، چقدر بعضی ها خسیس ان
....
خلاصه خوب کیسه ی مسافر قبلی رو جلوی تو می زنه
بعدش وقتی خواستی پیاده بشی ، دویست تومن می کشه روی کرایه
تو هم نمی خوای مث اون مسافر قبلیه انگ خسیسی بخوری
مجبور میشی دویست تومن بیشتر بدی
تازه می فهمی اون بد و بیراه های راننده تاکسی ، کاسبی جدیده
چه عرقی می ریزن بعضی ها برای نون در آوردن
خدا به خیر کنه...
+ نوشته شده در جمعه دهم تیر ۱۳۹۰ ساعت 18:57 توسط ...
|
سلام